مهندس مریم عباسی همکار(کارمند دانشکده)

روحش شاد و قرین رحمت الهی... خاطرات خوب با دکتر فراوان است و کمالات و خوبیهای ایشان غیر قابل وصف...ولی دوست داشتم از میان همه آنها مطلب زیر را خدمتتان نقل کنم: یک روز بعد از مراسم تشییع، یکی از خانم های دانشجوی ورودی جدید(93) در مرکز کامپیوتر نزدم آمد و در مورد تاسف درگذشت دکتر با من صحبت کرد... و گفت خیلی دوست داشته دکتر را از نزدیک ببیند و با ایشان صحبت کند ولی به خاطر دوران بیماری ایشان فرصت پیش نیامده که حتی کلاسی با ایشان داشته باشد و یا حتی دکتر را ببیند...همینطور که صحبت می کرد اشک می ریخت...من را خیلی تحت تاثیر قرار داد..از او پرسیدم شما که ورودی 93 هستید و هیچ درسی هم با ایشان نداشته اید و ایشان را هم ندیده اید، چطور اینقدر متاثر هستید؟ این دانشجو پاسخ داد "اینقدر از دانشجویان تعریف کمالات و بار علمی ایشان را شنیده بودم که دعا می کردم و منتظر بودم دکتر بهبود یابد و استاد راهنمایم باشد. می گفت همیشه در تصورم دکتر فخرایی را استاد راهنمای خود می دانستم... و تاسف داشت که حیف دکتر چه زود رفت...